کلبۀ پسر جنگل

 

ســــــــــــــــــــلام!

اوه! این کلبۀ جنگلی چقدر شلوغ پلوغه. فرصت نشد شب عیدی اینجا رو خونه­تکونی بکنم. واقعاً ببخشید، چیز خاصی هم برای پذیرایی از مهمون ندارم. اصلاً انتظار حضور این همه نفر رو نداشتم، به جان خودم... ای وای! خودم رو معرفی نکردم؟! ... پسر جنگل هستم، دوست پادراز... چی؟؟ سراغش رو از من می­گیرید؟ یعنی چی؟ من چه می­دونم!

این فلان­فلان شده رو شما نمی­شناسیدش... یک بار از زبانش در رفت که ما دو نفر هستیم که وبلاگ پادراز در ناکجاآباد رو اداره می­کنیم. اما دریغ! خداوکیلی خودتون یک بار دیدید که کسی غیر از پادراز اون دور و برها پیداش بشه؟ من که ندیدم. حالا هم که می­گید آقا گذاشته رفته... آخه این بشر به عقلش نمی­رسه که اگه یه وبلاگو همین جوری بی­صاحاب ول کنه و بره، خوبیت نداره؟ نمیان درشو تخته کنن؟ البته خیالی نیست! اون یکی، اون دومیه، شایدم اولیه، اونجا را آپدیت می­کنه...

من؟ نه، من نه! من حتی همین­جا را هم، همین کلبۀ جنگلی رو، دیگه آپدیت نمی­کنم... اینجا فقط برای ردگم­کردن ساخته­شده!!!

حالا شاید... ببینم چی میشه! راستش می­دونین چیه؟! تعطیلی وبلاگ پادراز، دروغ سیزدهی بود که تقدیمتون شد...  

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٤ فروردین ،۱۳۸٦ - پادراز

 

Parisienne Moonlight by ANATHEMA from the album Judgement (1999)

I feel I know you

I don't know how

I don't know why

I see you feel for me

You cried with me

You would die for me

I know I need you

I want you to

Be free of all the pain

You hold inside

You cannot hide

I know you tried

To be who you couldn't be

You tried to see inside of me

And now I'm leaving you

I don't want to go

Away from you

Please try to understand

Take my hand

Be free of all the pain

You hold inside

You cannot hide

I know you tried

To feel...

To feel...

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٥ - پادراز